فسقلی ما

خداحافظ پوشک

امروز روز سایداست و قراره کلی خوش بگذرونه صبح با سایدا خانوم رفتیم سرخاک و از اونجا رفتیم پارک نزدیک میدان شهدا که پربود از مرغابی و سایدا به اونها غذا داد. بعد رفتیم پارک تا سرسره بازی و تاب تاب بازی کنی . به زور پوشکت کردم و راضی نبودی . توی این فاصله پوشکت کاملا خشک بود و اذیت شدی و اینگونه بود که برای آخرین بار پوشک پوشیدی. بعد از ظهر رفتیم به گردش و آتیش بازی بدووووووووووووووون پوشک . البته بگم تو از همون لحظه ای که دنیا اومدی هروقت پوشکت می کردیم خرابکاری نمیکردی و به محض باز کردن پوشک اقدام میکردی و از 4 ماهگی هرموقع دستشویی داشتی گریه و زاری میکردی و منو متوجه میکردی ولی خوب من میترسیدم سرما بخوری به همین خاطر هروقت مهمونی یا ...
30 آذر 1393

خداحافظ قطره آهن

امروز با مادری رفتی مرکز بهداشت که قد و وزنت رو بگیره ماشالا ماشالا قدت 90cm  و وزنت هم 12 کیلو شده خیلی خوبه چون یک مدتی وزن نگرفتی حتی یکسالگیت نزدیک 9 کیلو بودی. دیگه ازاین به بعد مجبور نیستی مزه بد قطره آهنو بچشی و تحمل کنی و سریع آب بخوری که مزه  دهنت خوب شه قربونت برم
9 آذر 1393

پایان ساعت حق شیر

از امروز دیگه رسما یک ساعتی رو که زودتر به خاطر حق شیر میومدم پیشت تموم شده و باید یک ساعت کمتر از روزهای قبل ببینمت قربونت برم تحمل دوریت رو ندارم.تازه از امروز که به فکر اینم که از شیر بگیرمت بیشتر بهش وابسته شدی و این هم ذهنم رو درگیر خودش کرده.
8 آذر 1393

تولد دو سالگی

سایدا جان یک سال دیگر از عمر شیرینت می گذرد و مامان وبابا شاهد قد کشیدنت هستن . بابا که از اول هفته برای یک دوره یک ماهه به تهران رفته و امروز برای تولدت خودش رو به خونه رسونده . از این که روز به روز بزرگتر میشی و قد می کشی لذت میبرم و از طرفی فکر این که روز به روز وابستگیت بهم کمتر میشه عذابم میده واقعا تحمل یک لحظه دوریت رو ندارم. تا دو سالگیت 16 تا مروارید خوشگل خدا توی صدف دهنت کاشته ...
6 آذر 1393

اولین تاتر با سایدا

امروز اولین تاتر زندگیت رو رفتی اولش نگران بودم نکنه اونجا بترسی و اجازه ندی نمایش رو ببینیم ولی دختر خوش ذوق و هنر دوستم تا آخر نمایش دهکده طلایی نشست و به حیوانات دهکده با دقت نگاه می کرد آخرش هم گفتم بیا بریم باهاشون عکس بگیریم گفتی هاپو نه خره نه ما (گاو) نه بابایی دادا بییم. ...
19 مهر 1393

دخترم روزت مبارک

من از تو گلبنی بهتر ندیدم                  ز تو باغ گلی خوشتر ندیدم میان این همه گلهای عالم                گلی خوشبوتر ازدختر ندیدم   سایدای عزیزم این روز رو بهت تبریک میگم . تو زیباترین هدیه آسمونی به من و باباجونت هستی تورا تا بیکران دوست داریم و از با تو بودن لذت می بریم .  برعکس همه مادرها که دوست دارن بچه شون زود بزرگ شه من دوست دارم هر روز عمرت یکسال طول بکشه دیوانه وار به ساعت نگاه می کنم و می ترسم ....از اینکه بزرگ شدنت باعث دوری تو از من  ب...
6 شهريور 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به فسقلی ما می باشد