فسقلی ما

نوروز 96

امسال عید بوی عید نمیدهد. وقتی بزرگتری که همه بچه ها را دور خودش جمع میکرد و کوچیک و بزرگ برایش یکسان بود. پیرمردی که با وجود سن بالا با کودک کودکی میکرد با جوان جوانی و با همسن خودش مثل خودش رفتار میکرد و با عروس و دختر  و پسر و دامادش و نوه و نتیجه همه و همه مهربون بود حتی اگه بی مهری میدید. مردی که پس از مرگ زنش برای همه بچه ها هم نقش مادری رو بازی میکرد و هم پدری دلسوز بود. از بین بچه هاش پرواز کنه و بره دیگه عید لذتی نداره . ما هرسال و و البته هروقت که میشد همه خونه پدربزرگ دور هم جمع می شدیم و آخ که چه کیفی داشت شوخی ها و طنازی هاش. امسال هم مثل هرسال به آرزوش جامه عمل پوشوندیم و دور هم جمع شدیم تا جای خالیش توی ...
30 اسفند 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به فسقلی ما می باشد